قاضى ابرقوه

529

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي )

و نامه‌اى بنوشت و به وى مىداد و سر نامه بدوسانيد [ 1 ] و گفت : تا دو روزه راه نروى از مدينه [ 2 ] اين نامه سرباز مكن ، و چون دو روزه راه به روى ، وصيّت من نگاه دار و اين نامه باز كن و كار از اين نامه و نوشته بكن ، أمّا مطالعت مكن تا آنجا روى كه فرموده‌ام . پس عبد اللّه بن جحش ، چون دو روزه راه رفته بود با آن سواران ، سر آن نامه باز كرد و مطالعت كرد و در ان نوشته بود كه : چون بدين نوشته واقف شوى ، بايد كه بجانب نخله روى ، ميان مكّه و طائف و تجسّس أحوال قريش مىكند و هر چه او را معلوم مىشود بازمىنمايد ، و چون اين وى را معلوم شود بر اصحاب خود آگاهى نمايد و إكراهى نكند [ 3 ] ، تا هر كس كه خواهد با وى موافقت كند و هر كس كه رغبت نبود باز مدينه گردد . پس عبد اللّه بن جحش ، چون نامه خوانده بود ، گفت : سمعا و طاعة ، و روى باز اصحاب كرد و گفت : پيغمبر ، عليه السّلام ، ما را چنين حكمى فرموده است و من ممتثل آن خواهم بودن ، و مرا فرموده است كه : بر شما إكراهى نكنم ، هر كه را رغبت افتد بيايد و موافقت كند و هر كه را رغبت نيفتد بازگردد . ايشان همه گفتند : سمعا و طاعة ، هر كجا كه ترا فرموده‌اند برو كه ما جمله با تو موافقت كنيم . عبد اللّه بن جحش ، چون اين سخن گفته بود ، بر نشست و روى به نخله نهاد و أصحاب جمله برنشستند و با هم برفتند و هيچ يكى باز مدينه نگرديدند . * و اين هشت سوار كه با عبد اللّه بودند : أبو حذيفة بن عتبة بن ربيعه بود ، و عكّاشة بن محصن بود ، و عتبة بن غزوان بن جابر [ 4 ] بود ، و سعد [ بن ابى ] وقّاص بود ، و عامر بن ربيعه ، و واقد بن عبد اللّه ، و خالد بن البكير ، و سهيل بن بيضاء بود .

--> [ ( 1 - ) ] در اصل بخلاف ر و ا و ط و پا : به دو رسانيد . دوسانيد ، يا سين بىنقطه بر وزن جوشانيد ، يعنى چسبانيد ( برهان ) . [ ( 2 - ) ] در اصل بخلاف روا و ط و پا تحريفا : مكه . [ ( 3 - ) ] روا : كنى . . . ترا . . . باز ما مىنمائى و اصحاب را اكراهى نكنى . [ ( 4 - ) ] در اصل : غزوان بن مروان بن جابر .